جنوب را ميشناسم، با همه گرمي و گرمايش
و جنگ را در كنارش همچون زخمي در درونش
فلك را ميشكافت با غرش نه با نيايش
همه جمع زلالند، با خبرند در فصل رويش
صبر را ميتوان ديد در تاك ركوعاش
ذلت را توان ديد در زير چكمههايش
در افق خطر كشيده ازسرخي نگاهش
به روز ازل تاب داده دل در سكوتش
محبت را نوازش كرده از داستان جنبش
حلالي را در هلالي خم كرده چشم جوشش
سلامي در انتهاي بودن پير مرد كرنش
به روز كارزار چون شير در غرش
زمان را خفته ميبيني در حجم طول بيجودش
ابري از رحمت بيانتها در كوهسار قنوتش
قومي از دود غفلت در گرماي توپ دشمناش
برگ ريزي است در جنبش فصل پاييزش
راه بودن اين بود گلواژه خستهتر زاشكش
جاشوي در بلم در راه نيزار پرتپشش
ناقه صلح نگشتيم آب ديديم در فراقش
تشنه گشتيم آب نخواستيم در تنگي روزش
خلاص گشتيم از باقي تقسيم در تفريقاش
عروج كرده از خاكريز تا انتهاي شب در نمازش
در شن گرفتار بر ساحل نشته كشتي اميدش
افطار در فلق آن صوم بيسحر در روز بيغروبش
¤ نوشته شده در ساعت 02:50 توسط آج انار |
نظر(1)
یا قادر بی همتا
| مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ الَّذِى اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّآ أَضَآءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَکَهُمْ فِى ظُلُمَتٍ لَّا یُبْصِرُونَ |
مَثل آنان (منافقان)، مَثل آن کسى است که آتشى افروخته، پس چون آتش اطراف خود را روشن ساخت، خداوند روشنایى و نورشان را ببرد و آنان را در تاریکىهایى که (هیچ) نمىبینند، رهایشان کند. (توضیح) عاقبت و آیندهى منافق یا منافقین، تاریک است. «فى ظلمات»
بقره-١٧
این مرتبه سوم است که از تصمیمات به موقع دولت و قدرت نمایی ملت ایران در برابر آمریکا و اسرائیل و انگلیس یا اروپا و بطور کل غرب همان جهان استکبار حظ میبریم.

اروپا و غرب تا کی میخواهد درک کند که ایران ، ایران دوران قاجار و پهلوی نیست یا اینکه ملت ایران انقلاب کرده و میخواهد عدالت را جهانی کندمن نمیدانم.
ولی دویست سال باج خواهی از یک کشور به این راحتی از اذهانشان پاک نخواهد شد
و برای ما هم همینطور هرچند که پیام ما روشن و واضح باشد
ولی گاهی خودمان هم باورمان نیست( البته بعضی....)!
آنها همان روش قبلی خود را میآزمایند که شاید بشود ولی نمیفهمند که آزموده را آزمودن خطاست چه میشود کرد دچار سردرگمی شدهاند
بالاخره خواهند فهمید که نمیشود!؟
غنی سازی 3.5 را نمیپذیرفتند بیحیایی تا کجا توقف غنیسازی حالا ما میلههای 5 درصدی سوخت را میسازیم آنها ما را میخواستند از کیک زرد محروم کنند وقتی گفتیم این سوخت 5 درصد گفتند ایران نمیتواند بعد چند روز که این گفتههایشان را فقط خودشان باورشان میشد تغییر کرد سپس هیاهو کردند که ایران نباید اینکار را بکند.
گفتند سوخت 20 درصد را برای راکتور رادیو دارو به شما نمیدهیم دستور ساخت آن صادر شد صدایشان درآمد که نمیتوانند بعد هیاهو که نباید.....
این داستان تکراری است. نمیتوانند..... نباید......
این چند هفته که قرار بود نیروگاه بوشهر سوختگذاری شود بلندگوها صدا کردند که میزنیم بمبباران میکنیم
ولی ایران سوخت گذاری را انجام داد و آنها دیدند که با تهدید نمیتوان ایران را مانع شد باز نمیدانم فهمیدند یا نه؟!
همراه این سوختگذاری شناورهای موشک انداز هم افتتاح شد که یعنی توان سرنگونی ناوهای سرکش شما را خواهیم داد.
همراه آن موشک قیام نیز سربرکشد و غرش آنرا ما نشنیدیم ولی غرب خوب فهمید یعنی قلب اروپا در امان نیست اگر بخواهد تعرض کند.
همه گزینهها روی میز است!!!
بقولی این تنها سخنی است که فقط گفته میشود ولی هیچ شنوندهای دیگر باور نمیکند. مگر راه افتادن خط تولید یک موشک بسیار دقیق و بومی شده یک سخنی است که به قد و قواره ایرانی بیآید
بله اما این ایران است که تحریم و .... روی آن اثر ندارد که هیچ دیگر خوباوری ما به حد لازم رسیده
وباعث شده که دیگر افراد جامعه خودباوری را باور کنند.
غرب از این موشک و شناور و غنی سازی و.... واهمه ندارد!!!
از این باور به وحشت افتاده است
و حالا این ایران قابل برگشت نیست که هیچ این باور به دیگر کشورها نیز منتقل شده است.
بزودی این دولتهای دست نشانده آنها در منطقه و جهان نیز به زیر کشیده خواهند شد این را باور کنید.
دیگر دولتی چون سعودی نمیتواند در جنگ 33 روزه سوخت حنگندهای اسرائیل را تامین کند. آنروز کشور عربستان با حکومتی باورمند و بهرمند از خرد جوانان عرب اداره خواهد شد نه یک مشت شاه وابسته و خوشگذران.
دیگر مصر در جنگ 22 روزه نمیتواند گذرگاه رفح را مسدود کند و در برابر برادران عرب خود بایستد که مصری او را نابود میکند.
گردن آن دولت و دولتمرد قطع خواهد شد. اینرا باور کنید!
این رویداد برای جهان استکبار از هر بمب اتمی خطرناکتر است
ولی چارهای جز پذیرش آنرا ندارد اینرا هم باور کنید من بارها گفتم قدرتی که ما داریم این بمب اتم در برابر آن هیچ است این باور ما و این بمب اتم آمریکا و اسرائیل چه میتواند بکند.
مردم غزه و فلسطین را با بمب اتم نمیشود نابود کرد یا مطیع چون دیگر ایران باورمند را دارند و خود به باور نابود کردن اسرائیل رسیدهاند! اینرا باور کنید.
آنروز دولتهای غربی نمیتوانند هرطور که دلشان خواست با کشورها رفتار کنند یکروز فشار بر مستقلین را با گفتار وارونه حقوق بشر و حیوان و داشتن بمب هستهای و غیره مورد هجمه قرار دهند.
ما راهی را انتخاب کردهایم که آنقدر وسیع است که هرچه تاوان پس دهیم ارزشش را داشته باشد.
ولی اراده ما آنقدر بالا رفته که از توپ و تشر جهان ظلم و هیاهو لذت هم میبریم وقتی میگویند تحریم جز خنده و بلکه پوزخند از ما صادر نمیشود
فقط همان مرجوفون هستند که روی شان تیره میشود که بهتر است بشود.
بهرحال کسانی که منافع خود را از ملت ایران جدا کردهاند و گوش و چشم به دهان بیگانه بسته و پشت کردهاند به مردم خود خاری نسیبشان باد!آمین!
ما منتظر میمانیم و شکی هم نداریم که راهی بسوی پیروزی بر جبهه کفر و استکبار داریم و اراده قوی کردهایم که میگویم تجاوز به هر انسان آزادی در دنیا موقوف
تجاور به هر کشور آزادی ممنوع
تجاوز به خاک و ملک دیگران ممنوع
بر برج غرور نشینی تمام
بیاید انسان شوید و مثل انسان با انسانها صبحت کنید.!
برای مطالعه لینکهای زیر را ببینید
تحریم اقتصادی
حظ
حظ2
¤ نوشته شده در ساعت 12:11 توسط آج انار |
نظر(0)
شَهْرُ رَمَضَانَ اَلَّذِى أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْءَانُ هُدىً لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ
فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمْ الْشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَنْ کَانَ مَرِیْضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ
یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّةَ
وَلِتُکَبِّرُواْ اللَّهَ عَلَى مَا هَدَیکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
ماه رمضان، ماهى است که قرآن در آن نازل شده است. (و قرآن کتابى است که) هدایتگر مردم همراه با دلائل روشنِ هدایت و وسیله تشخیص حقّ از باطل است، پس هر کس از شما که این ماه را مشاهده و درک کند، باید روزه بگیرد. و آنکس که بیمار یا در سفر باشد، روزهاى دیگرى را به همان تعداد روزه بگیرد. خداوند براى شما آسانى مىخواهد و براى شما دشوارى نمىخواهد (این قضاى روزه) براى آن است که شماره مقرّر روزها را تکمیل کنید وخدا را بر اینکه شما را هدایت کرده، به بزرگى یاد کنید، باشد که شکرگزار گردید ١٨۵-بقره
در پست ترمز به موضوع تقوا که هدف اصلی از روزه میباشد پرداختیم یعنی منظور از تقوا را روشن کردیم یعنی چه
در اینجا منظور نداریم که تقوا را شرح دهیم و سعی است که روی مشاهده هلال ماه و زمان روزه و اختلاف نظرهای در این مورد را کوتاه باز کنیم.
اما در مورد تقوا که پرهیزگاری بوده و خودداری فرد از انجام بعضی امور در روزه تمرین میشود آنهم از نوع قوی آن که بتوان ایستاد و انجام نداد.
مثل این میماند که بخواهیم برای یک ماشین تست صحیح کار کردن ترمز و کلاج و.. را انجام دهیم
وقتی شخص میتواند غذا بخورد و نخورد و آب بنوشد و ننوشد و .... این تمرین در مورد جاهایی که باید خودداری کند و یا اصلاً در مضیقه قرار گیرد بآسانی شخص تحمل میکند
یک شخص روزه دار در برابر سختیها و ضیقها براحتی شکسته نمیشود و برعکس افرادی که روزه نمیگیرند در این تنگناها زود کم میآورند و این موضوع غیر قابل انکار است که فرد روزه دار ، دارای مقاومت و سلامت بیشتری است و آستانه تحمل خوبی دارد.
پس اینکه ما در یک ماهی هستیم که سراسر برکت است و خیر، اضافه بر آن این روزهداری برای یک انسان ضروری است که بتواند خود را بسازد که در حیات خود شداید و سختیها را نیز پشت سر بگذارد و خسارت نخورد.
همانطور که یک خودرو به تستهایی نیاز دارد که بتواند در موقع لزوم جواب دهد و سرنشینهای خود را نابود نکند. ترمز برای خودرو این نقش را دارد که در هنگام خطر بتواند جلوگیری کند از نابودی. و امتحان و بازبینی آن و قدرت بخشیدن به آن لازم و ضروری است، تا این نقش کمرنگ و سست نشده باشد......
در آیه فوق بر خلاف ذهن بسیاری که بر وحدت در اعلام شروع ماه رمضان اصرار و ابرام دارند چنین سخنی ندارد اشاره آن بر مشاهده فرد و منطقه است و دیگران که مشاهده هلال نکنند و بر آنها آغاز ماه ثابت نشده این امر لازم نشمرده است.
شاید بر من ایراد فراوان گرفته شود این چه استدلال تفرقه انگیزی است که نمودهام و چرا؟
اما خداوند کار را براساس راحتترین راه و بهترین پیشنهاد میکند نه بر حدسیات و خوشایند ما که اگر چنین بود یک بلواشو بیشتر بود تا آنچه ما تفرقه مینگاریم.
یک مثال روشن مینماید مطلب را، شما(ما انسانها) در روی کره زمین یک خط فرضی ایجاد کردهاید که مبداء زمان است و از گرنویچ میگذرد نصفالنهار صفر و مبداء اگر در این مبداء ساعت ٢۴ باشد یک ثانیه بعد روز یکشنبه میشود دوشنبه اما درست مقابل آن ساعت دوازده (ظهر) است و روزه یکشنبه است و هنوز دوازده ساعت دیگر روز دوشنبه آغاز خواهد شد هیچگاه این اختلاف روز را شما ایراد نخواهید گرفت چرا که در هیچ کجای جهان شما انتظار ندارید ١٢ ظهر روز یکشنبه بشود دوشنبه و..... البته کمی مشرقتر از این مدار هم هنوز روز یکشنبه است و شاید ساعتی دیگر دوشنبه بشود یعنی یک فاصله چند ده کیلومتری یا مثلاً در ایران سه و نیم ساعت بعد روز یکشنبه دوشنبه خواهد شد این آیا مورد ایراد است مسلم نه
حالا چرا ما انتظار داریم سراسر جهان در یک روز مشخص اول ماه رمضان باشد و یا عید فطر باشد و بعضی روی این صورت بسیار تلاش دارند و من دیدهام علمایی هم تحت همین موضوع احکام غیر متعارفی دادهاند از جمله اینکه برای وحدت مسلمین عید باید یک روز اعلام گردد یا شب قدر ٢۴ ساعت است و روز هم شب قدر است....
کمی این مسئله را باز کنیم اصلاً این آیه قرآن را هم ملاک قرار ندهیم برای وحدت کدام مسلمان میتواند عید فطر نگیرد وقتی در آسمان هلال اول شوال را مشاهده کند، میبینید که ممکن نیست
یک مثال سادهتر بزنیم
فرض کنید شما در همین کشور خودمان ایران در سفر هستید امروز غروب در مشهد ساعت ٨ بعداز ظهر اذان مغرب است و نماز مغرب میخوانید و فردا در ایلام یا آذربایجان رفتهاید وساعت هشت هنوز آفتاب غروب نکرده و شما بخواهید باز نماز مغرب بخوانید مسلم چنین نخواهید کرد و هیچ بر این افقهای مختلف ایراد نمیگیرید که باعث تفرقه مسلمین است
یعنی اصلاً وحدت مسلمین را این موضع نمیانگارید حالا چرا روی ماه رمضان و شروع و پایان آن بر وحدت تکیه میشود بماند ولی من میگویم مبنای صحیح ندارد.
حالا بیائیم روی خود ماه مثال بزنیم طلوع ماه از مغرب شروع میشود در آغاز ماه و طلوع ماه در آخر ماه از مشرق و غروب آن هم مشرق میباشد.
و تنها طلوع و غروب کامل ماه در نیمه ماه است که از مشرق طلوع و در مغرب غروب میکند
در هنگاه آغاز ماه طلوع قمر در روی سطح زمین از نظر انسان بصورت یک هلال کشیده است که هرچه به مشرق میرویم به دو سوی زمین کشیده شده و سطح بیشتری را شامل میشود
مثلاً وقتی هلال ماه در مکه آغاز ماه است میتواند در ایران و یا قسمتهایی از آفریقا مشاهده نشود در عوض در چین و یا مالزی و اندونزی را شامل گردد البته این یک مثال است و دیگر کشورهای مغرب مکه فرض است که پشت ماه قرار گرفته و روز بعد طلوع ماه را خواهند داشت. این مرز بین کشورهای شرق و غرب هم نقطه مقابل ماه میباشد که روز بعد را مشخص خواهد کرد و گرنه مفاهیم غرب ماه و کشورهای شرقی مفهوم پیدا نمیکند.
پس اکنون سه نقطه را در نظر میگیریم نقاطی که داخل هلال طلوع هستند آغاز ماه را دارند
نقاط مغرب منطقه و خارج از هلال و نقاط شرق نقطه طلوع مکه و خارج هلال که طلوع ماه را نخواهند داشت
این مناطق روز بعد ماه برایشان طلوع کرده و از محاق خارج میشود
میدانیم که با طلوع هلال اول ماه هر روز نزدیک ۵٠ دقیقه طلوع ماه زودتر انجام میشود و اندازه هلال هم بزرگتر خواهد شد(٣۶٠ درجه تقسیم بر ٣٠ روز میشود ١٢ درجه)
تذکر:
پس برای اینکه بهفیم چندم ماه است دو مبنا وجود دارد
١) اندازه هلال که همه به آن توجه داریم
٢) میزان بلندی ماه فاصله ماه تا غروب هرچه این زمان بیشتر باشد روزهای بیشتری از ماه گذشته است
مثلاً امشب اگر شب چهارم ماه رمضان باشد حداقل تا غروب ماه باید ٣*۵٠ دقیقه = ١۵٠دقیقه بیش از دو و نیم ساعت(با در نظر گرفتن شروع ماه که اگر حدود ٢٠ دقیقه یا نیم ساعت بعد از غروب آفتاب ماه طلوع کند نیز قابل دیدن است چنین محاسبه تقریبی در نظر گرفتهایم باید ماه در آسمان باشد و بعد غروب کند
حالا با دانستن این نکات خیلی از مطالب را میتوانیم فهم کنیم
قرآن این دو مبنا را که هر انسانی از دانشمند تا عادی و حتی کشاورز و چوپان هم برایش قابل فهم است استفاده کرده و دستورات شرع را داده است. حتی خورشید هم چنین مبنایی در اختیار قرار نمیدهد
اگر اعمال شرع با وضعیت قمر گره خورده است و در قرآن هم اشاره شده بعلت سادگی و همهگیری ، جهانی بودن آن است و احتیاج به وسیله هم ندارد
در آیه ١٨٩ بقره همین معنی رامنظور میدارد که سبب هلال ماه برای زمانهای اعمال و دستورات شرع و حج میباشد
یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِىَ مَوَقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ
وَلَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُواْ الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى
وَأْتُواْ الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَبِهَا وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ
(ای پیامبر) درباره (حکمت) هلالهاى ماه از تو سؤال مىکنند، بگو: براى آن است که مردم اوقات (کارهاى خویش) و زمان حج را بشناسند. (اى پیامبر به آنان بگو:) نیکى آن نیست که (در حال احرام حج،) از پشت خانهها وارد شوید، بلکه نیکى آن است که تقوى پیشه کنید و از درها وارد خانهها شوید، از خداى بترسید، باشد که رستگار شوید.
پس این ادعا که باید روز عید یکسان باشد یا شب قدر مفهومش همانقدر بی اساس است که برای وحدت بخواهیم در یک ساعت همه نماز صبح بخوانند هرچند که شب باشد.
آنچه که شارع دستور داده وحدت در انجام اعمال و همدلی و همراهی و... است و اینکه در اصول و انجام امور ما یکسان عمل کنیم نه اینکه حتماً در یک روز خاص عید بگیرید و چنین مواردی نیست.
حکم خدا بر آسانی و همه فهمی است نه قواعد محاسباتی سخت من درآوردی. چگونه میتوان کاری را در غیر محل آن انجام داد؟ سوالی است که من از این افراد وحدت ساز(گو) است هر چند میدانم که اصل وحدت در این موارد نیست.
من یک نمونه ارائه دهم فرض کنید حاکم شرع که حکم آن برای ما مسلم است فردا را روز آخر ماه رمضان اعلام کند در همان زمان شما غروب هلال اول ماه شوال را رویت کنید فردا برای شما چه حکمی دارد یا دو مرد عادل فردا را آخر ماه رمضان بگویند ، مسلم فردا برای شما ثابت شده که عید فطر است پس حداقل این است که بر شما فردا روزه حرام است هرکس هرچه گفته بر شما تصدیق ندارد اصلاً عقل هم به شما چنین مجوزی نمیدهد.
میبینید که حکم قرآن بر شما رویت است در درجه اول و مبانی بعدی برای عمل شما در رتبه بعد قرار دارند هرچند که بر شما است که اطلاع رسانی کنید در حد توان و بخصوص برای حاکم شرع ولی حق تفرقه و ... ندارید اما شما در اینجا نمیتوانید بر احکام و دستورات ثانویه باشی و به آنها عمل کنی.
آیا شما حق داری در صورت رویت ماه رمضان روز بعد را روزه نگیرید مسلم چنین حقی بر شما نیست حتی اگر بر حاکم شرع این امر ثابت نشود و فردا را ماه رمضان اعلام نکند ولی شما باید عمل به حجت خود که رویت بوده کنی.
در ضمن بعد از گذشت سی روز از شروع یک ماه روز بعد ماه نو شروع شده محسوب میگردد اینه بحثها بیشتر برای خود روز سی است که اول ماه است یا آخر ماه.
در این مورد سخن زیاد است که در آینده به امید خدا بیشتر خواهیم پرداخت شما هم اگر مواردی بنظرتان میآید یا سوالی دارید بپرسید خوشحال خواهم شد.
/span>>/>
¤ نوشته شده در ساعت 12:12 توسط آج انار |
نظر(0)
بسمه تعالی
محمد آباد خواجه روستایی است در جنوب شرق انار با فاصله ۴کیلومتر در جاده امین شهر که بعد از سیل سال ۶۵ تقریباً خالی از سکنه شده و امروز چند خانوار افغانی در آنجا ساکن هستند در این کتاب به این روستا فقط محمدآباد نوشته شده ولی امروز در انار تعداد زیادی محمد آباد وجود دارد که با القاب شناخته میشوند مثل کهنه،انقلاب یا پایین وخواجه(خواجا).... .
دارای مدرسه که بدون استفاده گردیده است مدتی بعنوان مدرسه استثنایی ایمان بوده سپس هم مدتی کمپ ترک مورد استفاده قرار گرفت.
این متن از کتابی است از:
وزارت دفاع ملی
سازمان جغرافیائی کشور
اداره جغرافیائی
بنام:
فرهنگ جغرافیائی
آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران
انار
جلد94- چاپ یکم
برگ NH-40-5سال 1358(در داخل جلد 1357)
البته قابل ذکر است که آنچه بعنوان تعداد جمعیت و... که در این کتاب آمده و آنطور که در مقدمه این کتاب آمده مربوط به گروهی پژوهشگر است که در سال 1353 در فارس سرگرم کار شده و نتیجه کار آنها 138 جلد شده که طبق یک نقشه راهنما(شکل در پستهای قبل آمده است) میباشد که هیچ مبنای اهمیتی قابل ذکری برای نقاط نیست بدین جهت این مجلد هم که بنام انار ثبت است فقط میتوان مرکزیت نقطه را مشخص کند نه اهمیت جمعیتی دارد نه اهمیت تقسیمات کشوری. برای پیدا کردن هر نقطه یا شهر و آبادی ما ماید در نقشه محل آنرا و سپس براساس حروف الفبا آنرا میتوانیم پیدا کنیم.
لذا این مجلد کتاب شهر شهربابک و روستاهایی از رفسنجان و ... را در بر گرفته است.
دیگر نقاط جغرافیایی از قبیل دشت و رود و کوه و.... در همان روستاهایی که کنار آن است توضیح داده شده است.(در مورد محمد آباد بدون هیچ دخل و تصرفی از این کتاب در صفحه ٧٣الی ٧٣ چنین بیان شده است). حتی با اینکه رسمالخط کتاب به من نمیخورد و ... برای امانت با سختی سعی کردم عین نوشته در آید( با این حال پرانتز سبز از من است) مثل چسباندن حروف و غیره در آینده من در نوشته جدید توضیحات و اشتباهات این متن را میآورم و علل آنرا بررسی میکنم امیدوارم که فرصت اجازه دهد.
اما محمد آباد در این کتاب:
محمد آباد MOHAMMADABAD
ده از دهستان انار، بخش حومه، شهرستان رفسنجان، استان کرمان
طج(طول جغرافیایی) َ19 55ْ، عج(عرض جغرافیایی) 51َ 30ْ، ارتفاع م(ارتفاع متوسط)1405متر.کویری، گرم خشک در 5 ک م(کیلومتری) جنوب خاوری انار .
جمعیت: 15 خانوار سرشماری۲۵۲۵(۱۳۴۵ه.ش)70تن، از طائفه خواجه و جدید.
زبان: فارسی
دین:اسلام؛ شیعه
کار و پیشه:کشاورزی،دامداری و فرشبافی،فرشها با طرح کاشان و اصفهان.
کشت:آبی؛ آب از کاریز.
فرآوردهها: گندم،جو،پنبه،یونجه ،ترهبار و پسته.
رستینیها: پوشش گیاهی برای چرای دام،درختان اسنکبیل.
مردم این آبادی از دبستان وشرکت تعاونی روستایی اناربهره میگیرند.
( ادامه مطلب )
¤ نوشته شده در ساعت 09:41 توسط آج انار |
نظر(0)
بنام آفرينده زمين و زمان
امروز روز تولدم است
يعني سالگرد
كسي آيا يادش هست
آيا؟
آيا خودم بياد خودم هستم!؟
تعجبي ندارد
¤ نوشته شده در ساعت 12:46 توسط آج انار |
نظر(0)
همچنان در گرو دارم نمیدانم کدامین عشق را باید صدا کرد!
تنها همین چند دسته گل را در دست دارم شاید هم همین چند شاخه!
آنچه پروردهام٬ همین است و بس٬ صدای وزوز مگسها آرامش را از روح و جسم انسان میبرند. آنها هرگاه کمی فساد را پیدا کنند٬ پیدا میشوند. ای کاش میشد تمام فسادها را از جسم و روح دور کرد. آرامش پیدا میشد؟
اعصاب دیگر داغانمان نموده ٬ کوفته. او آمده است که خط خطی کند روح را٬ مثل اینکه بر جانم چنگ انداخته است.
آه٬ غروب آفتاب٬ تششع طلایی رنگ که به سرخی میگراید. همه زیبایی آفریده است. دامنه کوه را از غباری نارنجی به نمایش گذاشته است. سایه بلندی از درختی در بیابان تا دور دستها کشیده است. شاخ و برگهای سبزی که از همیشه تیرهتر بنظر میآیند. وقتی که روشنی خورشید در بالای سرت است و کمترین سایه را داری این برگهای سبز درختان از همیشه روشنترند و الان در افق نوری کم به آنها تابیده و رنگ تیره که غالب میشود که نشان از تاریکی و آرامش شب در پیش.
آن همه صداهای جیرجیرکها که با شروع غروب در فضای
اطراف پراکنده میشود و موزیکی دلنشین برایت مینوازند
و تو باید از آن لذت ببری! ولی آنقدر خود را محصور کردهای که
اصلاْ صدایی نمیشنوی یا خود را به صدایی دیگر مشغول
کردهای٬ پناه میبری به صدای مصنوعی. در طبیعت از
این صداهایی که در سکوت شب پراکنده میشوند به انسان
آرامش هدیه میکند که عالمی را برایت زنده کند و تو زندهتر
از همیشه در آن سیر کنی. کمی آنطرفتر سوسو ستارهای
به تو امید را نوید میدهد اگر دقت کنی در آن هم ارمغانی
دیگر به سبزی برگهای چنار در نزد توست.
¤ نوشته شده در ساعت 12:57 توسط آج انار |
نظر(0)
چه روزها كه يك به يك غروب شد نيامدي
چه اشكها كه در گلو رسوب شد نيامدي
خليل آتشين سخن تبر بدوش بت شكن
خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي
براي ما كه خسته ايم و دل شكسته ايم نه
ولي براي عده اي چه خوب شد نيامدي
تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام
دوباره صبح ، ظهر ، نه غروب شد نيامدي!
.jpg)
اي بهشت روي تو روياي من
گر نبينم چهره ات را واي بر من
چهرها ت منظر حسن خداست
حسن تو از هرچه زيبايي جداست
اي گل نرگس گل عشق همه
يوسف زيباي ال فاطمه
اشك چشم تو كجا شبنم كجا
با گل نرگس گل مريم كجا
¤ نوشته شده در ساعت 02:28 توسط آج انار |
نظر(0)
شاید کلمه هتل یا فندق عرب شما یا Hotel را به یک تجربه خوب و مسافرت با حال بیاندازد یا سفری بیاد ماندی و زیارتی و یا سیاحتی و ....
من هم این کلمه تقریباً چنین حالتی برایم دارد
اما نمیدانم چه شده است یک اتفاق در یک هتل بسیار قدیمی و خدارو شکر نابود شده امروز ذهنم را به نوشتن آن وا داشت.
سالها قبل با خانواده و خانواده همسرم به مشهد مقدس رفتیم یعنی سال 75 نزدیک عید76 بود از آنجا که در هتل اسکان کردن یک پرستیژ داشت و کرایه آن هم پدر خانم متحمل میشد ما تسلیم بودیم که هتل رو بشویم.
اما خدا ، هیچگاه چنین هتلی را نسیب شما هم نکند هزار رحمت به مسافرخانهها و زائرسراها چون هتل مزبور از بین رفته نامش را میبریم آخر اسناد محرمانه تا همیشه که نباید مخفی بمانند وگرنه مردم بهرهای از آن تجارب نخواهند برد!
بله هتل عراقی عین هتلهای الان عراق خودمان که هم کثیف هستند هم غذای بهداشتی درستی ندارند هم هرنوع مسافری در آن پاتوق میکند.
بگذریم قضیه مورد اشاره من یک اتفاق بود که یک صبح زود به وقوع پیوست.
کنار و گاه گاه از دزدی چیزی شنیده میشد اما برای ما خیلی جدی نمینمود
یک روز صبح که قبل از اذان چون برای رسیدن به نماز صبح باید قبل از آن به صحن یا حرم برسی وگرنه نمیتوانی نماز جماعت را بجای آوری که مادر خانم و دیگران ما را صدا زدند، خانم و دیگران برای رفتن مهیا شدند اما حقیر که هم کمی تنبلیام میآمد و هم بهانه دیسک کمر داشتم از رفتن صبح به نماز جماعت اهتراز میکردم؛ البته توصیه پزشک معالج بود که تا میشود استراحت کنم!
طبق معمول آنها که رفتند کمی بعد اذان شد و من برای وضو بلند شدم قبل از بلند شدنم سرک کشیدن کسی را به اتاق احساس کردم ولی خیال کردم عموی خانمم است که معمولاً همراه بقیه نمیرفت گفتم شاید اوست و میخواهد بگوید که اگر من حاضر به رفتن هستم او هم آماده است، ما با بی توجهای خواستیم برسانیم که نمیآیم(اتاقهای این هتل محترم قفل و بندی نداشت خیال نکنید که دزدی کار سختی باشد.) همه چیز بر وفق مراد آقا دزده بود و مسئولین هتل که چه عرض کنم چاپارخانه عراقی هم پاسخگو نبودند و مسافر بدبخت هم که در آن شلوغی نوروز و ... جزء طاعت متل دار و متل گو راهی برایش باقی نیست!
در هر حال تا بلند شدم از یک راهرو که ما را به محوطه منتهی به راهپله و همچنین دستشوییها میرساند بروم باز یک نفر ناآشنا البته در طبقه خودمان وارد راهرو شد و بلافاصله با مشاهد من برگشت و گفت اه دستشوی که اینطرف نیست.با این سخن مارا گمراه کرد!
در همین لحظه به ذهنم افکار مشکوکی خطور کرد ولی همیشه یک ابهام و یک خواب خواصی انسان را باز میدارد که روی مسئله متمرکز شود (تا اتفاقی که باید از طریق غفلت ما بیافتد، بیافتد)لذا پشت سر او که به دستشویی رفت وارد شده و پس از قضای حاجت و وضو به اتاق برگشته و نمازم را خواندم و خوابیدم(طبق معمول).
مثل همیشه بعد از اینکه خیل رفتگان به نماز، نماز میخواندند و زیارت نموده و برگشته و در راه برگشت پنیر ، کره و مربایی هم برای صبحانه میگرفتند و دیگر وقتی میرسیدند هوا روشن شده و وقت صبحانه هم بود(از این هتلهایی که صبحانه روی قیمت اتاق باشه که نبود) حتی رستوران هم خدا رو شکر نداشت اگر هتلش را امروز میخواستی ستاره بدی باید منهای 6 یا منهای 7 میدادی. این هتل پر زرق و برق! تقریبا کنار درمانگاه بود و داخل کوچهای که آنروزها تا پای دیوار همین هتل را برای گسترش حرم خراب کرده بودند و دو سه سال بعد کل آن منطقه به حرم پیوست. یعنی هتل سمت خیابان شیرازی (نادری) بود.
اتاق خانواده همسرم که کنار اتاق ما بود محل جمع شدن و ... بود دیدم برخلاف همیشه صداها و سخنان غیر معمول میآید یکباره اتفاقات صبح باعث شد مثل جت از جا بلند شوم و رفتم سراغ کیف و مدارکم و پولم که در جیب شلوار آویزان به کمدی بدون درب بود دیدم ای دل غافل کیف نیست آنروزها مثل امروز نبود که یک کارت اعتباری بانکی داشته باشی و از حمل و نقل پول راحت باشی همیشه مقداری پول بیش از اندازه نیاز باید همراه داشته باشیم تا مخارج و احتیاط شما را در مسافرت برآورده کند.
ولی من دو تا کیف پول داشتم یکی مقداری مدارک داخلش بود و مقداری کمی پول حدود 20 هزار تومان و یک کیف دیگر که پول بیشتری داخلش بود یعنی همان سپه چک آنروز یا چک مسافرتی داخلش بود و البته آنهم بیش از صدهزار تومان نبود چون آنروزها بخصوص وقتی هزینه ایاب و ذهاب و مسافرخانه را پدر خانم میداد نیاز نبود، هرچند که اگر این هزینهها را باید میپرداختم با صدهزار تومان میشد از عهدهاش برآمد.
رفتم سراغ جیب دوم شلوار دیدم خدا رو شکر این یکی هست و چک مسافرتی آن خوشحال شدم، که آس و پاس نشدهام از خیر 20 هزار تومان میشد گذشت.رفتم به اتاق مادر خانم که دیدم یک کیف زنانه وسط اتاق است و مادر خانم هم دارد شرح ماجرا میدهد بله کیف آنها را هم زنده بودند البته آنها بیش از شصتهزار تومان پول داخل کیف داشته بودند! که خالی شده بود ولی کیف من با پول رفته بود.چرا؟ معلومه چون از من جیبی بود از آنها ساکی.
به آنها قضایای ذهن کور شده خودم را در بامداد شرح دادم و گفتم که اگر دزد را ببینم میشناسم.
به کشیک هتل در پذیرش مراجعه کردیم و اینکه چگونه دزدی شده است، فرد مورد نظر که بعداً فهمیدیم خودش هم مقداری در قضیه دست دارد، کمی دلداریمان داد که اگر داخل هتل باشد چه میکند و غیره، ما را منحرف کرد که کارمان به شکایت برسد(همه اینها از بیتجربگی و کند شدن ذهن ناشی میشود)
ساعتی بعد هم که با فرد دیگر کشیکش عوض شد و دیگر پیگیری و مسائل بعدی به همین راحتی ماستمالی گشت و یک خاطره در ذهن ما ماند.
اما من همیشه اینرا در یاد داشتم که بفهم چی به چی شده چگونه در یک هتل یا همان مسافرخانه امکان چنین دستبردهایی میتواند رخ بدهد.
آنروزها ما در مشهد بیش از ده روز اقامت میکردیم مثل حالا نبود که نرسیده برگشت میزنیم البته همه چنین هستند اون زمانها هم کسانی بودند که بیش از سه روز نبودند، ما آنجا ساکنانی بودیم که با این ماندنمان یکبار غذای رستوران حرم هم نصیبمان میشد البته حالا اگر یکماه هم در یک مسافرخانه یا هتل بمانی چون بسیار شلوغ است چنین اتفاقی تا شانس نداشته باشی برایت روی نمیدهد ولی آنزمانها هر مسافرخانهای هفت روز یا ده روز یکبار نوبت غذای حرم داشت، آن سال ما این شانس هم پیدا کردیم.
بالاخره روز آخر بود که همه مسئله برایمان حل گشت اما چه کنیم که دیگر وقت رفتن بود و کاری هم نمیشد کرد، توجه داشته باشید که نزدیک هشتاد ،نود هزارتومان پول ازمان زده شده بود که میشد براحتی یک خانواده چهار نفره مدت زیادی در مشهد یا جای دیگری ماند، در آن زمانها به مسافرت و خودردن و خرید بپردازند و اینهمه از دست رفته بود
وقتی به مادر خانمام گفتم دزد بیحیا همه پولمان را برده این جمله را گفت که برایم درس است : باز هم ما بیشتر از او داریم! او هیچوقت هیچ چیز ندارد!
باور کنید این سخن عین حقیقت است چون دزد پول باد آورده را باد میدهد علاوه بر اینکه خیر و برکتی برایش ندارد باعث بدبختی بیشتر او نیز میشود.
امروز تعدا زیادی از همین تیپها را هرکدام ما سراغ داریم که لش هستند و هیچ ندارند و بعضی نیز در کف خیابان یا جوی آب پهن ؛ که قدرت جمع کردن خود را ندارند تا چه برسد که پول هم دربیاورند این همه نشان از نداشتن است نه کمتر بلکه هیچ نداشتن و هیچ ندیدن است.
بر خلاف همیشه میخواهم علاوه بر پ.ن شما چند پ.ن نیز خودم بزنم:
پ.ن1: بجای پول نقد از کارت اعتباری استفاده کنید!
بشرطی که رمزش آسان نباشد و خوب ازش نگهداری کنید!
پ.ن2: در مسافرت مدارک غیر ضروری همراه نبرید.بخصوص کوپنهای خود را و گواهینامه موتورسیکلت و...
پ.ن3: برای و در مسافرت سعی نکنید مفت خوری کنید.
پ.ن4: هتلها و اماکنی که عراقی نام دارند را سعی کنید ازشان دوری گزینید.بخصوص مشابهه آن!
پ.ن5: اگر در جایی زمزمهایی مشکوک شنیدید به آنها بیشتر توجه کنید در اولین فرصت ممکن از محل دور شوید.
پ.ن6:سعی کنید مدارک و اجناس قیمتی خود را تقسیم کرده در جاهای مختلف نگهداری کنید ولی جاهطلب نباشید!
¤ نوشته شده در ساعت 08:50 توسط آج انار |
نظر(0)
يا هو
همچنان غمگین.
آه که چه غمبار است.
رویای تورا دیدن.
اینجا کاری نداری بدان که آنها نیز بیکارند.
فردا چه ؟ آیا می شود دید که همدیگر را درک نکنیم.
نه چنین نیست حتماْ جنین نخواهد بود
.... نمیتوان گفت که درست است. شاید که این یک اشتباه کوچک باشد که در تو غوغا کرده است مردان بزرگ از این جزیی مسائل براحتی میگذرند تو هم .......
¤ نوشته شده در ساعت 10:35 توسط آج انار |
نظر(0)
شاید بعضی تذکرات که انسان همیشه با آن سروکار دارد برای انسان ضروری و لازم باشد
مثلاً همین دیروز من یک تذکر بسیار جالب دریافت کردم آنهم از یک انسان وارسته.
دیروز رفتیم به دیدار آیتالله العظمی نوری همدانی ، همانطور که میدانید ایشان آمدهاند کرمان و طبق دعوت از اقشار مختلف دیروز نوبت فرهنگیان بود.
ما هم به این عنایت نائل شدیم.
ساعت ۶ از انار با چند تن از دیگر فرهنگیان بطرف مرکز استان حرکت کردیم
ساعت ٩ رسیدیم و بعد از مراسم اولیه که در حسینیه ثارالله بود وارد شده
و بعد از خوشآمد گویی جناب احمد فتحی مدیرکل محترم آموزش و پرورش استان
حضرت آیت الله نوری همدانی به سخنرانی و نصیحت به ما پرداختند
تمام سخنان ایشان به دل مینشست چون از دل سوخته بلند میشد اما این سخن که میخواهم روی آن تکیه کنم این است که علم چگونه برکت میکند.
شاید بارها کلمه برکت را شنیده باشیم و به اصل موضوع خیلی فکر نکردهایم مثل اینکه به خیلی از دیگر رفتار و کردارهای خود و دیگران عادت کرده و بیتوجه هستیم
وقتی به ما میگویند انشاءالله برکت کند یا مبارک باشد و یا تبریک میگوییم کُن مطلب به عادت فراموش شده است.
یا بیشتر ما برکت را در مال و پول ببینیم ولی آیا توجه داریم که همه چیز میتواند با برکت و یا بیبرکت باشد
یکی از این برکت دِهها که خیلی بیشتر از پول و مال و حتی جان است بنظرم دانش و علم است
آیا دانش هم برکت دارد؟ مسلم بدانید که چنین است.jpg)
شاید یک مطلب را بیش از یکبار ما مطالعه نکرده باشیم و بیشتر ندیده باشیم ولی یک عمر برای ما قابل استفاده باشد و مسائل مهمی را با آن حل کرده باشیم اما مطالبی را هم بوده که بارها و هزاران بار خواندهایم ولی هیچگاه بکار خود و دیگران نیامده است و باز هم نمیآید
این یعنی برکت دانش
علمی را داشته باشیم که استفاده شود بکار خود و خلق بخورد
هم برای دنیای ما و هم برای آخرت ما مفید باشد این علم برکت دار است
مطالبی هستند که همیشه مفید هستند مطالبي هستند که هیچ گاه مفید نیستند چرا این بی استفادهها گریبانگیر ماست؟!
چرا دانش آموزی بارها یک مطلب را میخواند و میخواند آخر سر هم در کنکور غلط جواب میدهد!؟
چرا گاهی برای یک مطلب و علمی که از قبل داریم نمیتوانیم بهره ببریم و یک مسئله کوچکی که در این مورد برایمان پیش میآید استفاده کنیم و راههای تکراری و بیراهه را طی میکنیم؟
چون برکت از آن دانش و معرفت ما گرفته شده است
چون این علم برای ما مبارک نیست
حتی گاهی علم ما نقمت و وبال گردن ماست نه نعمت و راهگشا!
عجیب است ولی واقعی است.
ایشان مطلب را گوشزد کردند که چرا علم برکت پیدا نمیکند
اما برای اینکه برکت کند چه باید کرد
اگر واقعاً مشتاق هستید که این برکت در دانش شما ایجاد شود به خود و خدای خود قول دهید که این نکته را بکار گیرید تا انشاءالله برکت در علم وارد شده و علم ما با ظرفیت و تکامل یابد
برای اینکه علم برکت پیدا کند باید معلم و استاد خود را احترام و تکریم کنیم اگر اینکار را بکنید خدا هم به دانش و معرفت ما برکت میدهد
کاری بسیار ساده اما پر ارزش
وقتی معلم را احترام کردیم
علم را تکریم کردهایم
وقتی علم را تکریم کردیم خدا علم ما را برکت میدهد
وقتی مقام استاد را تکریم کردی وقتی به استاد احترام گذاشتید خود را نیز بزرگ کردهاید و تکبر خود را شکستهاید خداوند شما را بزرگی میدهد خدا که بزرگی داد قابل زایل شدن نیست برکت داده است
برکت علم در تکریم واحترام و بزرگداشت و دعا و ثنا برای استاد است تا هر مقدار که میتوانیم تا هر اندازه که توان داریم احترام استاد و معلم را داشته باشیم که هم علم ما را برکت دهد هم ثواب اخروی برایمان ببار آورد.
ایشان در خاطراتشان است که اسامی تمام اساتید خود را یادداشت کرده و در تمام نماز شبهای خود آنها را دعا میکنند
و این است که ایشان به این مرتبه رسیده است با سنی بالای 85 سال هنوز هیچ کسالی ندارد هنوز حافظه او قوی و بدون خطاست
¤ نوشته شده در ساعت 01:22 توسط آج انار |
نظر(0)
اين متن از كتاب نظام حقوق زن در اسلام از استاد شهيد آيةالله مرتضي مطهري انتخاب شده است البته [كمي فضولی دارد] در مطالب قبل از آن اشارات زيادي به زن و سيماي حقوقي و حقيقي او قبل از اسلام در صدر اسلام و جوامع مدعي آزادي و داراي تحمل شنيدن حرف مخالف بيان ميدارد... و ذكر جديدترين نمونه اين جوامع آزاد برخورد آنها با سخنراني رئيس جمهور ايران بود و زنداني كردن دانشمنداني چون روژه گارودي است كه در مورد هولوكاست تحقيق تاریخي نموده است!!!! یا زندانهای ابوغریب و مخفی در اروپا و.....
در صفحات ۷۵تا ۷۷ چنين آمده است:
نهضت اسلامي زن، سفيد بود
اسلام بزرگترين خدمتها را نسبت به جنس زن انجام داد.
خدمت اسلام به زن تنها در ناحيه سلب اختيارداري مطلق پدران نبود، به طور كلي حريت داد، شخصيت داد، استقلال فكر و نظر داد، حقوق طبيعي او را به رسميت شناخت.
اما گامي كه اسلام در طريق حقوق زن برداشت، با آنچه در مغرب زمين ميگذرد و ديگران از آنها تقليد ميكنند دو تفاوت اساسي دارد:
اول؛ در ناحيه روانشناسي زن و مرد.
اسلام در اين زمينه اعجاز كرده است. ما در ضمن مقالات آینده در این باره بحث خواهیم کرد و نمونه ها از آن بدست خواهیم داد.
دوم، در این است که اسلام در عین آنکه زنان را به حقوق انسانیشان آشنا کرد و به آنها شخصیت و حریت و استقلال داد، هرگز آنها را به تمرد و عصیان و طغیان و بدبینی نسبت به جنس مرد وادار نکرد.[کاری که جوامع غرب امروزی و پر طمطراق انجام داده اند از آنطرف زن را سرنگون ننمود]
نهضت اسلامی زن، سفید بود، نه سیاه، نه قرمز و نه کبود و نه بنفش٬ احترام پدران را نزد دختران و احترام شوهران را نزد زنان از میان نبرد، اساس خانواده ها را متزلزل نکرد، زنان را به شوهرداری و مادری و تربیت فرزندان بدبین نکرد، برای مردان مجرد و شکارچی اجتماع که دنبال شکار مفت می گردند وسیله درست نکرد٬ زنان را از آغوش پاک شوهران و دختران را از دامن پر مهر پدران و مادران تحویل صاحبان پست اداری و پولدار نداد٬ کاری نکرد که از آن سوی اقیانوسها ناله به آسمان بلند شود که ای وای کانون مقدس خانواده متلاشی شد٬ اطمینان پدری از میان نرفت٬
با اینهمه فساد چه کنیم؟
با اینهمه بچه کشی و سقط جنین چه کنیم؟
با چهل درصد نوزادان زنا چه کنیم؟[این آمارها مربوط به سالهای نوشتن مقاله در مجله زن روز است۱۳۴۵]
نوزادانی که پدران آنها معلوم نیست و مادران آنها چون آنها را در خانه پدری مهربان به دنیا نیاورده اند علاقه ای به آنها ندارند و همینکه آنها را به یک موسسه اجتماعی تحویل می دهند هیچ وقت به سراغ آنها نمی آیند.
در کشور ما نیازمندی به نهضت زن هست اما نهضت سفید اسلامی٬ نه نهضت سیاه اروپایی٬ نهضتی که دست جوانان شهوت پرست از شرکت و دخالت در آن کوتاه باشد٬ نهضتی که براستی از تعلیمات عالیه اسلامی سرچشمه بگیرد نه اینکه به نام تغییر قانون مدنی قوانین مسلّم اسلامی دستخوش هوا و هوس قرار گیرد٬ نهضتی که در درجه اول به یک بررسی عمیق و منطقی بپردازد تا روشن کند در اجتماعاتی که نام اسلام بر خود نهاده اند چه اندازه تعلیمات اسلامی اجرا می گردد.[!!!!!!!! این نکته مهمترین درس نوشته است اگر قوانین در کشورهای اسلامی بد اجرا می شود نیاز به اصلاح دارد و نهضتی که آنرا به درجه اسلامی خودش برساند]
اگر به یاری خدا توفیق ادامه این مقالات همراه باشد٬ پس از آن که در همه مسائل لازم بحث خود را به پایان رساندیم کارنامه نهضت اسلامی زن را منتشر خواهیم کرد.
آنوقت زن ایرانی خواهد دید می تواند نهضتی بپا کند که هم نو و دنیا پسند و منطقی باشد و هم مستقل از فلسفه مستقل چهارده قرنی خودش سرچشمه گرفته باشد٬ بدون اینکه دست دریوزگی به دنیای غرب دراز کرده باشد.
[در ادامه کتاب ریز مسائل حقوق زنان و فلسفه آنها بیان شده است کسانی که طب نقد حقوق زن دارند و سوالاتی می کنند که نشان می دهد اسلام را کمتر شناخته اند و احکام حقوقی زن در اسلام را نمی داند توصیه به خواندن این کتاب می کنم و کتاب دیگر ایشان مسئله حجاب]
¤ نوشته شده در ساعت 12:04 توسط آج انار |
نظر(0)
یا عالم یگانه
در جایی که قضایای علم حق تعالی پیش میآید و عدهای به جبر انسان در این دنیا میرسند وعدهای به اختیار
شهید مطهری بحث باطل بودن هر دو را پیش میکشد سپس با مثالهایی از دوران پیامبر نتیجه میگیرد که چنین بحثی در آن زمان مطرح نبوده
ولی بعداً علمای کلام بوجود آوردهاند و در آن به آیات زیادی جهت اثبات سخن خویش روی آوردهاند
در هر حال هر دو تفکر اشاعره و معتزله به نوعی بعضی از آیات را تاویل و بعضی را معنی و تفسیر کردهاند تا کلام خویش درست نمایند
در انتهای کتاب انسان و سرنوشت این بزرگوار برای سخن جباریون به این نکته اشاره میکند که اینها با نوشتن سخن اینکه انسان مجبور است دلیل بر علم خدا میآورند
و در حالی انسان از خود اختیار ندارد چون خداوند علم دارد و این علم باعث میشود که انسان اختیار نداشته باشد.
علم چیست؟
علم این است که ما میدانیم اگر یک اتم اکسیژن با دو اتم هیدروژن ترکیب شود یک ملکول آب تولید میکند
اگر خود را از پرتگاه به پائین پرت کنیم نابود میشویم
اگر سم بخوریم خواهیم مرد
اگر ظلم کنیم کیفر خواهیم شد
اگر بدون اجازه کسی چیزی از او برداریم دزدی کردهایم
اگر پشت شیشه باشیم دیده میشویم
اگر قدم برداریم پیش میریوم
و اگر.....و......
اینها علم است
امام
معلوم چیست؟
معلوم این است که این ظرف آب است
این مرد سم خورده و مرده است
این زن دزدی کرده است
این مرد آمده است.
پس آنچه که خداوند دارد و در آن هیچ شکی نیست علم است
و انسان اختیار دارد که راه خود را مشخص کند
و به انسان عقل عطا شده که راه را از چاه تشخیص دهد
علم خدا مانع اختیار انسان نیست
علم خدا معلوم نیست
و این بدترین دلیل است که علم را با معلوم یکی بدانیم
این اشتباهی است که بخواهیم از انسان سلب اختیار کنیم چون خداوند عالم است
¤ نوشته شده در ساعت 10:42 توسط آج انار |
نظر(0)
شاید یک یادی از آنچه که در پیش رویمان است و قدر بدانم و ارزان از دست ندهیم.
روایتی است از پیامبر اعظم(ص) که ماه رجب ماه علی(ع) است و شعبان ماه من و رمضان ماه خدا.

حالا ما وارد ماهی شدهايم که در اعمال آن بخصوص روزه ثواب فراوان است.
حتی سه روز روزه در این ماه بهشت را واجب میکند.
امیدوارم در شهر علی(ع) آنچنان وارد شویم ؛ دلشاد.
و چنان عمل کنیم؛ خواست پیامبر و اولیاء خدا.
و چنان خارج شویم؛ دست پر.
و از شهر پیامبر هم٬ هم ....
........
و آماده شویم تا وارد شهر خدا شویم.
چون این شهر شهری است بسیار مبارک وارد شدن
آن هم اسباب و اثاثیهای میخواهد که در این دو شهر
قبلی باید تدارک دید.
آماده شو که شهر اول را از دست ندهي و شهر دوم هم در راه است
¤ نوشته شده در ساعت 02:13 توسط آج انار |
نظر(0)
بسمه تعالی
قربان آباد روستایی است در شرق انار با فاصله ۴کیلومتر و مردمی فعال در زمینه کشاورزی و باغداری.
دارای مغازه و کارگاه ضبط پسته
و نزدیک ٧٠خانوار و جمعتی نزدیک ٢۵۵نفر میباشد.
دارای مسجد و شرکت تعاونی روستایی که روستاهای اطراف از آن بهره میبرند همچنی یک خانه بهداشت که برای مردم این روستا و دیگر روستاهای نزدیک مورد استفاده است.
شهید حسین رئیسی از این روستا میباشند.
این متن از کتابی است از:
وزارت دفاع ملی
سازمان جغرافیائی کشور
اداره جغرافیائی
بنام:
فرهنگ جغرافیائی
آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران
انار
جلد94- چاپ یکم
برگ NH-40-5سال 1358(در داخل جلد 1357)
البته قابل ذکر است که آنچه بعنوان تعداد جمعیت و... که در این کتاب آمده و آنطور که در مقدمه این کتاب آمده مربوط به گروهی پژوهشگر است که در سال 1353 در فارس سرگرم کار شده و نتیجه کار آنها 138 جلد شده که طبق یک نقشه راهنما(شکل در پستهای قبل آمده است) میباشد که هیچ مبنای اهمیتی قابل ذکری برای نقاط نیست بدین جهت این مجلد هم که بنام انار ثبت است فقط میتوان مرکزیت نقطه را مشخص کند نه اهمیت جمعیتی دارد نه اهمیت تقسیمات کشوری. برای پیدا کردن هر نقطه یا شهر و آبادی ما ماید در نقشه محل آنرا و سپس براساس حروف الفبا آنرا میتوانیم پیدا کنیم.
لذا این مجلد کتاب شهر شهربابک و روستاهایی از رفسنجان و ... را در بر گرفته است.
دیگر نقاط جغرافیایی از قبیل دشت و رود و کوه و.... در همان روستاهایی که کنار آن است توضیح داده شده است.(در مورد قربان آباد بدون هیچ دخل و تصرفی از این کتاب در صفحه 60الی 60 چنین بیان شده است). حتی با اینکه رسمالخط کتاب به من نمیخورد و ... برای امانت با سختی سعی کردم عین نوشته در آید( با این حال پرانتز سبز از من است) مثل چسباندن حروف و غیره در آینده من در نوشته جدید توضیحات و اشتباهات این متن را میآورم و علل آنرا بررسی میکنم امیدوارم که فرصت اجازه دهد.
اما قربان آباد در این کتاب:
قربان آباد QORBANABAD
ده از دهستان انار، بخش حومه، شهرستان رفسنجان، استان کرمان
طج(طول جغرافیایی) َ19 55ْ، عج(عرض جغرافیایی) 53َ 30ْ، ارتفاع م(ارتفاع متوسط)1402متر.کویری، گرم خشک در 4 ک م(کیلومتری) خاور انار .
جمعیت: 33 خانوار سرشماری۲۵۲۵(۱۳۴۵ه.ش)184تن.
زبان: فارسی
دین:اسلام؛ شیعه
کار و پیشه:کشاورزی،باغداری و فرشبافی،فرشها با طرح کاشان.
کشت:آبی؛ آب از چاه نیمه ژرف.
فرآوردهها: گندم،پنبه،یونجه و پسته.
رستینیها: پوشش گیاهی برای چرای دام.
جانوران: خرگوش، روباه و شغال.
دارای سپاهی دانش است
مردم این روستا وابسته بشرکت تعاونی روستایی و خانه انصاف آبادی انار هستند.
¤ نوشته شده در ساعت 02:00 توسط آج انار |
نظر(0)
بنام رحمت بی پایان
شاید یکی از بی بدیل سخنان دوران از امام خمینی(ره) باشد در تمام موضوعات دینی ،علمی، اجتماعی و...
ایشان در یک چشمانداز بلند مدت میدانست که با دولت غاصب فلسطین نمیتوان سازش نمود
و بارها بر این نکته اشاره داشت که اسرائیل یک غده سرطانی در خاورمیانه است که باید از بین برود
اما امروز مردم منصف جهان و حتی خواص نیز پی بردهاند که این دولت نامشروع و ناپاک هیچ قانون و تعهدی را نه میشناسد و نه قابل اعتنا میداند
دولتهای نالایق عرب که خواهان صلح با چنین دولتی هستند چقدر کوته فکر و ناتوان هستند
نمونه آن کسانی هستند که از سالهای دور در کمپدیوید دور یک میز با جنایتکاران کودک کش نشستند و صلح خاورمیانه را رقم زدند و جالب اینکه جایزه دهندههای صهیونیست صلح نوبل نیز به این بیلیاقتهای ترسو جایزه صلح عطا کرد. کجاید آزادگان بشر!!!
سپس همین بیعرضهها و یا اسلافشان در اسلو نشستند سپس در شرمالشیخ بارها بر خواستههای زیاده خواهانه اسرائیل تن دادند و خود هیچ بدست نیاوردند جز خاری و خفت و شرم در برابر دیدگان جهانی و ملت خود
این ها هنوز از خواب بیدار نشدهاند! و نخواهند شد(چراكه خود را بخواب زدهاند) 
و تا آنجا بر عمل شرمگین خود اصرار دارند که در جنگ سی و سه روزه چون یک ملت آزادی میخواست و بر مقاومت خود تکیه کرده بود را دشمن خود فرض کردند و برای اینکه ثابت کنند راه این مردم مقاوم غلط است سوخت جنگنندههای اسرائیل را تامین کردند تا توانستند در لبنان آشوب نمودند و صحنه گردان برای شکست حزبالله بودند و پشت پردهها چهها که نکردند ولی با همهی این اوصاف اسرائیل متجاوز شکست خورد و آنهم برای اولین با و هیچ هدفی را نتوانست بدست آورد جز عریان نمودن سران شکمباره کشورهای سازشکار عربی را به جهان و مردم اين كشورها.
در جنگ 22 روزه اوضاع از این هم وغیمتر شد پشت سر اسرائیل نشستند که مردم غزه را بکشد و سالها گذرگاه رفح را بستند تا غذا به زنان و پیران و کودکان فلسطین نرسد تا در برابر تجاوز اسرائیل بشکند تا آنها به این نتیجه برسند که باید با اسرائیل سازش و صلح کرد چراکه آنها و اسرائیل همه از یک قماش هستند فقط تفاوت در زبان و لباسشان است اينها حتي فكر نكردند كه حماس هم سني است و شيعه نيست كه آنها اورا دشمن پندارند ولی چه ميشود كرد اينها همه نوکرهای بی مواجب آمریکا و جهان مستکبر هستند تا ملتهای خود را برای این دولتها غارت کنند و نفت و ثروتهای مردم خود را دو دستی در کف آمریکا نهند تا بتوانند باز هم بر حکومت خود ادامه دهند
وای از این دنیا و این همه فریب و دورنگی.
ملتها بیدار شده و میدانند که چه بر آنها میگذرد
آموزهای امام خمینی(قدس) همه عالم را فتح کرده است این قلبهای ملتهای مظلوم است که از درون درک کرده چه میشود و چه باید بشود
امروز کلاههای گشاد حقوق بشر برای چاپیدن ملتها رسواتر از آن است که بجز مواجب بگیران و تروسها و جاسوسان قبول کنند
دیگر ملتها قادر به تحمل این همه بدبختی نیستند
امروز روشنایی انفجار نور انقلاب1357 خمینی دنیا را در حال روشنی دهی است
لرزهای این انقلاب دامان ظالمان را روزبروز بیشتر میگیرد
امروز اسرائیل در ضعف مفرط و تفکر ترس و شکست از هیچ به هیچ رسیده
و کاروانهای ملتهای آزاده را با عنوان کاروان آزادی به توپ و موشک میبندد
و مردمی بی گناه را میکشد كه چي؟
رسوایی به آن حدی رسیده که دول غرب همیشه پشتیبان این جرثومه فساد هم ناچار به اعتراض ظاهری شدهاند
اما غافل از این هستند که بیداری ملتها را نمیتوان با این تاکتیکها و تکنیکهای غراضه دور زد
بیداری و خود باوری مردم بلایی است که هر روز بر سر دولتهای مردم گریز بیشتر سنگینی میکند
و نمیتوان این بیداری را با شعار و آبنبات خاموش نمود
روزی که بساط همه این نوکران و دولتهای دست نشانده غربی و جهان سلطه بر چیده شود دور نیست
انشاءالله.
خدا پيروزي را در خون نهاده كه امروز براي رهايي دارد ريخته ميشود
و بزودي ثمره خواهد داد
همانطور كه خونهاي 17شهريور در 12بهمن 57 به ثمر نشت
نهال كشت شدهي آزادي به بار خواهد نشست و ثمره آن مسموميت مستكبران و مجاوزان و اسيركنندگان خواهد بود و مرگ آنها
انشاءالله بزودي شاهد آنه خواهيم بود
¤ نوشته شده در ساعت 02:09 توسط آج انار |
نظر(0)
بنام پروردگار یگانه
اگر از شما بخواهند كه يك خودرو كه با فرض مجهز بودن به آخرين سيستمهاي روز و از همه نظر بياشكال است سوار شويد، فقط اين وسيله ترمز نداشته باشد چه تصميمي براي رانندگي آن اتخاذ ميكنيد؟
در وحله اول بايد كمي روي آن فكر كنيم اگر يك درصد هم بر سوار شدن اراده كردي يك لحظه ديگر صبر كن. بايد بدانيد كه در اين جادهاي كه شما حركت ميكنيد تقاطعهاي زيادي وجود دارد و پيچ و خمهاي فراوان و سربالاييها و سرازيريهاي زيادتر و از همه مهمتر خودرهاي زياد ديگري نيز در آن در حال حركت و تردد هستند كه آنها هم همين عيب را دارند و بعضي هم كه اضافه عيبهاي ديگری چون بريدگي فرمان نداشتن كلاچ و كمبود نور و آيينه و ... دارند.
اضافه بر اينها اگر كم است تعدادي راننده خوابآلود، خسته، رواني، بعضي خل و چل، درصدي هم مست و خمار و تعدادي هم در حال تعويض نوار و يا تنظيم موج راديو و يا شماره گیری موبايل٬ چندي هم در حال بازي با بچهها داخل ماشين و هزاران اضافه كه خودتان ميتوانيد برشماريد.
حالا جواب بدهيد كه چه تصميمي ميخواهيد بگيريد؟
خيلي كسي ميخواهد يك ذره مخ و مخچه در اين جمجمه داشته باشد و باز هم بر رانندگي چنين خودروي در چنين جادهاي اراده بر رانندگي بگيرد يا حتي سرنشين چنين خودروي شود.
اين يك مثال است خوب آنرا حلاجي كنيد وقتي روي آن تسلط پيدا كرديد بيائيم در عالم خلقت و انسان اينجا آدمي مثل همين خودروها هستيند كه با تقاطع، سرازيريها ، درهها و پرتگاهها و.... روبرو است آيا اين انسان كه در اين دنياي درودشت قرار گرفته نبايد يك تــــرمــــز داشته باشد پس جواب حتمی كه ميتوان داد يك بلي قاطعانه است.
يك نفر به من بگويد توقف دهنده انسان در برابر چاله چولههاي شهرت، دروغ، هوس،پول پرستي، شهوت، بتپرستي و هزاران سرازيري دزدي و دست يازيدن به بيتالمال،.... و سربالاييهاي كمبودهاي زندگي و پرتگاههای گناه و.... چيست؟
يك ترمز خوب براي انسان لازم است اگر اين ترمز ای.بی.سی نيز باشد صد البته خيلي بهتر است. اين ترمز آدميزاد كه از گردنههاي پر خطر انسان را به سلامت عبور دهد را تقوي و پرهيزگار میگویند. يعني انسان متقي و پرهیزگار داراي ترمز است كه ميتواند او را در موقع لزوم مثل قرار گرفتن يوسف در صحنه تنهايي با زليخا و.... يا كارمندي كه در برابر رشوه قرار ميگيرد يا قاضياي كه در برابر وعهدههاي آنچناني قرار ميگيرد بتواند تصادف نكند يا در سراشيبي امانت چپ نكند.
جالب اينكه در نزد خداوند كساني كه ترمز بهتري دارند و كمتر خطرآفرين باشند عزيزترند "ان اكرمكم عندالله اتقيكم"حجرات-13 و بنظر ميآيد كه نقطه خوبي(حتماْ چنین است) براي عزت انتخاب شده كساني كه خوب گاز ميدهند و تند ميروند هرچند گرامي داشته ميشوند ولي ملاك عزت و كرامت ترمز مناسب است. كساني كه خوب فرمان ميدهند و رانندگي مناسبي دارند و به موقع چپ و راست ميروند و درست سبقت ميگيرند همه ارجمند هستند ولي ملاك عزت آن فرمان نيست كلاچ نيست بلكه ترمز است.
اين نقطهای است که باید رویش خيلي فكر كرد كساني در نزد خداوند عزيزترند كه ترمزهاي بهتري دارند بهتر ترمز ميگيرند. پرهيزگار كسي است كه بتواند بموقع ترمز كند. راغب در مفرداتالقرآن اشاره داردكه:« وقايه عبارت است محافظت يك چيز از هر چه به او زيان ميرساند و تقوي يعني نفس را وقايه قرار دادن از آنچه بيم ميرود».
پس اگر تقوا را به ترمز تشبيهه ميكنيم به اين علت است كه اگر پرتگاهی٬چالهاي و گودالي و خطري در جلو ماشين پيدا شد بتواني حفظ كني خودرو و سرنشينها و جان خودت را و اينجا همان حفاظت پيش ميآيد و ترمز اينكار را انجام ميدهد. اگر در تقاطع رسيدي احتمال تصادف پيش آمد بايد بتواني خودت را حفظ كني و باز ترمز اينكار را انجام ميدهد. ترمز كردن با رسيدن به هر خطر محرمات خداوند بهترين تضمين سلامت رسيدن به مقصد است.
اين يكي را بيشتر توجه كنيد« و لباس التقوي ذالك خير» 26-اعراف تقوي اينجا به لباس و زره تشبيهه شده است كار لباس چسيت؟ انسان را از آثار مخرب تششعات حفظ ميكند در برابر وزشهاي مضر و ميكروبهاي مخرب و آفات مصون ميدارد. و لباس حافظ بدن است از چشمهاي مريض و گرما و سرما و هزاران خاصيت ديگر.
البته لباس علاوه بر حفاظت خواص ديگري نيز از قبيل زيبايي بخشيدن به شخص و نشان دادن شخصيت فرد و حتي اينكه از چه كشوري و ملیتی است يا چه ديني دارد از چه قبيلهايست و ... نيز از خواص لباس است. اينجا قرآن تقواي الهي را نشان دهنده خواص ديگري است بجز حافظ بودن كه هرچه بيشتر روي آن فكر كنيم باز هم كم انديشه كردهايم چون لباس يك عالمه خاصيت دارد علاوه بر آنچه كه برشمرده شد خود آنها را ياد آريد. حقیر در آیه دوم وارد نشدم فقط یک گوشه از تقوی که همان حفاظت بود را مورد توجه قرار دادیم بهتر است در دومی که هزاران نکته دارد نیز خود تفکر کنید.
¤ نوشته شده در ساعت 12:40 توسط آج انار |
نظر(0)
بیاض در سال1355
بسمه تعالی
بیاض دهستانی است در ٣٠ کیلومتری انار و در گذشته بیشتر انار و بیاض را با هم میشناختند. و روستای قدیمی آن امروز تقریبا خالی از سکنه بومی است ولی با گذشتن جاده آسفالته انار-رفسنجان روستا در کنار این جاده متمرکز گشته است. و بسیار آباد و مهاجر پذیر میباشد.شهرک راهآهن در این روستا قرار گرفته است.
مرکز بهداشتی ولیعصر و ساختمان حوزه علمیه خواهران با امکانات کتابخانه و سالنهای مجهز از ساختمانهای بزرگ و مجهز محسوب میگردند.
این متن از کتابی است از:
وزارت دفاع ملی
سازمان جغرافیائی کشور
اداره جغرافیائی
بنام:
فرهنگ جغرافیائی
آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران
انار
جلد94- چاپ یکم
برگ NH-40-5سال 1358(در داخل جلد 1357)
البته قابل ذکر است که آنچه بعنوان تعداد جمعیت و... که در این کتاب آمده و آنطور که در مقدمه این کتاب آمده مربوط به گروهی پژوهشگر است که در سال 1353 در فارس سرگرم کار شده و نتیجه کار آنها 138 جلد شده که طبق یک نقشه راهنما(شکل در پستهای قبل آمده است) میباشد که هیچ مبنای اهمیتی قابل ذکری برای نقاط نیست بدین جهت این مجلد هم که بنام انار ثبت است فقط میتوان مرکزیت نقطه را مشخص کند نه اهمیت جمعیتی دارد نه اهمیت تقسیمات کشوری. برای پیدا کردن هر نقطه یا شهر و آبادی ما ماید در نقشه محل آنرا و سپس براساس حروف الفبا آنرا میتوانیم پیدا کنیم.
لذا این مجلد کتاب شهر شهربابک و روستاهایی از رفسنجان و ... را در بر گرفته است.
دیگر نقاط جغرافیایی از قبیل دشت و رود و کوه و.... در همان روستاهایی که کنار آن است توضیح داده شده است.(در مورد بشرآباد بدون هیچ دخل و تصرفی از این کتاب در صفحه ١٣ الی ١۴ چنین بیان شده است). حتی با اینکه رسمالخط کتاب به من نمیخورد و ... برای امانت با سختی سعی کردم عین نوشته در آید( با این حال پرانتز سبز از من است) مثل چسباندن حروف و غیره در آینده من در نوشته جدید توضیحات و اشتباهات این متن را میآورم و علل آنرا بررسی میکنم امیدوارم که فرصت اجازه دهد.
اما بیاض در این کتاب:
بیاض BAYAZ
ده از دهستان کشکوئیه، بخش حومه، شهرستان رفسنجان، استان کرمان
طج(طول جغرافیایی) َ27 55ْ، عج(عرض جغرافیایی) 42َ 30ْ، ارتفاع م(ارتفاع متوسط)1430متر.کویری، گرم خشک در 24 ک م(کیلومتری)جنوب خاوری انار و 67 ک م شمال باختری رفسنجان.
کوههای کمر کدیج و تل سبز در جنوب آبادی است.
جمعیت: 135خانوار سرشماری۲۵۲۵(۱۳۴۵ه.ش)575تن.
زبان: فارسی
دین:اسلام؛ شیعه
کار و پیشه:کشاورزی،باغداری،دامداری و فرشبافی(80 دستگاه)؛ فرشها با طرح کاشان .
کشت:آبی؛ آب از لوله کشی وکاریز.
فرآوردهها: گندم؛جو؛پنبه و پسته.
رستینیها:پوشش گیاهی برای چرای دام.
جانوران: خرگوش،شغال و روباه.
دارای دبستان، شرکت تعاونی روستایی، خانه اصاف و5 مسجد است.
مزرعههای فخر آباد در شمال خاوری و رحیم آباد در شمال وابسته به این آبادیاند.
این آبادی دو کوی دارد: کوی بالا و کوی پائین، و همچنین دارای کاروانسرایی کهن از آثار صفویه است
¤ نوشته شده در ساعت 07:44 توسط آج انار |
نظر(0)
بسمه تعالی
داود آباد روستایی است چسبیده به حسینآباد( امین شهر) که امروزه جز حسین آباد محسوب میشود که دارای جمعیت زیادی نسبت به گذشته شده است و دارای دو مسجد و یک حسینه است و دبستان آن هم بنام شهید غلامرضا شهیدی بود که بعلت کم شدن دانشآموز و نزدیکی به دبستان ندافیان و امام جعفر صادق امین شهر تعطیل شده است. بودن در کنار بهشت فاطمیه(پیر کنز) از قدیم به آن معروفیت خاصی داده است. قلعه داود آباد که در فاصله زیادی از روستا قرار گرفته نشان از قدمت آن میدهد خیلی قبلتر از دیگر روستاها احتمالاً عزتآباد که امروز اسمی و اثر از آن نیست و وجود پیرکنز نیز نشانی از قدمت و اهمیت آن میباشد، امروز داود آباد قسمتی از امین شهر محسوب میشود.
این متن از کتابی است از:
وزارت دفاع ملی
سازمان جغرافیائی کشور
اداره جغرافیائی
بنام:
فرهنگ جغرافیائی
آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران
انار
جلد94- چاپ یکم
برگ NH-40-5سال 1358(در داخل جلد 1357)
البته قابل ذکر است که آنچه بعنوان تعداد جمعیت و... که در این کتاب آمده و آنطور که در مقدمه این کتاب آمده مربوط به گروهی پژوهشگر است که در سال 1353 در فارس سرگرم کار شده و نتیجه کار آنها 138 جلد شده که طبق یک نقشه راهنما(شکل در پستهای قبل آمده است) میباشد که هیچ مبنای اهمیتی قابل ذکری برای نقاط نیست بدین جهت این مجلد هم که بنام انار ثبت است فقط میتوان مرکزیت نقطه را مشخص کند نه اهمیت جمعیتی دارد نه اهمیت تقسیمات کشوری. برای پیدا کردن هر نقطه یا شهر و آبادی ما ماید در نقشه محل آنرا و سپس براساس حروف الفبا آنرا میتوانیم پیدا کنیم.
لذا این مجلد کتاب شهر شهربابک و روستاهایی از رفسنجان و ... را در بر گرفته است.
دیگر نقاط جغرافیایی از قبیل دشت و رود و کوه و.... در همان روستاهایی که کنار آن است توضیح داده شده است.(در مورد بشرآباد بدون هیچ دخل و تصرفی از این کتاب در صفحه ٣٢ الی٣٢ چنین بیان شده است). حتی با اینکه رسمالخط کتاب به من نمیخورد و ... برای امانت با سختی سعی کردم عین نوشته در آید( با این حال پرانتز سبز از من است) مثل چسباندن حروف و غیره در آینده من در نوشته جدید توضیحات و اشتباهات این متن را میآورم و علل آنرا بررسی میکنم امیدوارم که فرصت اجازه دهد.
اما داود آباد در این کتاب:
داود آباد DAVUDABAD
ده از دهستان انار، بخش حومه، شهرستان رفسنجان، استان کرمان
طج(طول جغرافیایی) َ20 55ْ، عج(عرض جغرافیایی) 51َ 30ْ، ارتفاع م(ارتفاع متوسط)14۰5متر.
کویری، گرم خشک، در 7 ک م(کیلومتری) جنوب خاوری انار.
جمعیت: ٣٠خانوار سرشماری۲۵۲۵(۱۳۴۵ه.ش)١87تن.
زبان: فارسی
دین:اسلام؛ شیعه از طایفههای عرب،جدید
کار و پیشه:کشاورزی،دامداری و فرشبافی؛ فرشها با طرح کاشان و اصفهان.
کشت:آبی؛ آب از کاریز و چاه ژرف.
فرآوردهها: گندم؛جو؛پنبه؛یونجه،پنبه و پسته.
رستینیها:درختان اسکنبیل و پوشش گیاهی برای چرای دام.
دارای یک مسجد است
مردم این آبادی از دبستان حسین آباد بهره میگیرند و وابسطه به شرکت تعاونی روستایی اناراند.
¤ نوشته شده در ساعت 01:57 توسط آج انار |
نظر(0)
ده نو
بسمه تعالی
ده نو روستایی است قدیمی در شمال شرقی انار با فاصله ۴ کیلومتر .در نزدیکی جاده نوق و امروزه سکنه بومی زیادی ندارد و آبادی قائمیه(قمیه) نیز در نزدیکی آن است.
این متن از کتابی است از:
وزارت دفاع ملی
سازمان جغرافیائی کشور
اداره جغرافیائی
بنام:
فرهنگ جغرافیائی
آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران
انار
جلد94- چاپ یکم
برگ NH-40-5سال 1358(در داخل جلد 1357)
البته قابل ذکر است که آنچه بعنوان تعداد جمعیت و... که در این کتاب آمده و آنطور که در مقدمه این کتاب آمده مربوط به گروهی پژوهشگر است که در سال 1353 در فارس سرگرم کار شده و نتیجه کار آنها 138 جلد شده که طبق یک نقشه راهنما(شکل در پستهای قبل آمده است) میباشد که هیچ مبنای اهمیتی قابل ذکری برای نقاط نیست بدین جهت این مجلد هم که بنام انار ثبت است فقط میتوان مرکزیت نقطه را مشخص کند نه اهمیت جمعیتی دارد نه اهمیت تقسیمات کشوری. برای پیدا کردن هر نقطه یا شهر و آبادی ما ماید در نقشه محل آنرا و سپس براساس حروف الفبا آنرا میتوانیم پیدا کنیم.
لذا این مجلد کتاب شهر شهربابک و روستاهایی از رفسنجان و ... را در بر گرفته است.
دیگر نقاط جغرافیایی از قبیل دشت و رود و کوه و.... در همان روستاهایی که کنار آن است توضیح داده شده است.(در مورد بشرآباد بدون هیچ دخل و تصرفی از این کتاب در صفحه ۳۷الی ۳۷ چنین بیان شده است). حتی با اینکه رسمالخط کتاب به من نمیخورد و ... برای امانت با سختی سعی کردم عین نوشته در آید( با این حال پرانتز سبز از من است) مثل چسباندن حروف و غیره در آینده من در نوشته جدید توضیحات و اشتباهات این متن را میآورم و علل آنرا بررسی میکنم امیدوارم که فرصت اجازه دهد.
اما ده نو در این کتاب:
ده نو DEH NOW
ده از دهستان انار، بخش حومه، شهرستان رفسنجان، استان کرمان
طج(طول جغرافیایی) َ١8 55ْ، عج(عرض جغرافیایی) ۵۴َ 30ْ، ارتفاع م(ارتفاع متوسط)1400متر.کویری، گرم خشک در 4 ک م(کیلومتری)شمال خاوری انار.
جمعیت: 10خانوار سرشماری۲۵۲۵(۱۳۴۵ه.ش)١2تن.
زبان: فارسی
دین:اسلام؛ شیعه
کار و پیشه:کشاورزی،کارگری،باغداری و فرشبافی؛ فرشها با طرح کاشان.
کشت:آبی؛ آب از چاه نیمه پرف.
فرآوردهها: گندم و پسته.
رستینیها:درختان اسکنبیل، پوشش گیاهی برای چرای دام.
مردم این آبادی وابسطه به زشرکت تعاونی آبادی انار هستند.
مزرعه قائمیه در شمال خاوری وابسته به این آبادی است.
¤ نوشته شده در ساعت 01:51 توسط آج انار |
نظر(0)
در جستجوی آب
یا خالق آب
در جستجوی آب نام کتابی است پژوهشی تاریخی ،جغرافیایی و فرهنگی پیرامون قنات نوشته برادر ارجمند محمدعلی صالحی
این کتاب گذری تاریخی است بر قنات در منطقه انار که به زبانی روان نگاشته شده است
به عبارتی خاطرات دوران سخت زندگی در زمانی نه چندان پیش که مردم با مشقت نانی به کف آورده و به غفلت نمیخوردند
قدر نعمت میدانستند و برای بدست آوردن قطرهای آب سالها در کاریزها پشت و پا میکوفتند
و دستها ریش میکردند
و امروز از آن همه تلاش فقط در جای جایی بسیار اندک و دست نخورده تلی باقی است
ضمن اینکه به فرهنگ آبادی اشاره دارد سری به تغییرات فرهنگی میزند و یادی است از زحمات و جان بدر بردن یا دادن مردم برای لقمهای نان.
کسانی که به تاریخ انار و مردم آن و تحقیق در این رابطه علاقه دارند میتوانند کتاب فوق را از کتابفروشیهای شهر انار یا از نویسنده تهیه نمایند.
¤ نوشته شده در ساعت 11:08 توسط آج انار |
نظر(0)